الشيخ أبو الفتوح الرازي
180
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
بليغتر باشد از ابصرته ، و گفتند : بصرت به ، اى علمت به ، من البصيرة ، يقال : ابصر بكذا اذا اعلم فهو بصير . * ( فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ ) * ، حسن بصرى خواند : قبضت به « صاد » نا معجم ، و جملهء قرّاء به « ضاد » منقّط خواندند . و فرق ميان قبض و قبص آن است كه قبص به « صاد » نا معجم ، گرفتن به سر انگشتان باشد ، و به « ضاد » قبض بالكفّ باشد . * ( مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ ) * ، از پى و قدم جبريل . * ( فَنَبَذْتُها ) * ، در شكم گوساله انداختم ، چنان كه شرح داديم . * ( وَكَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي ) * ، و نفس من مرا بر اين كار حريص كرد و آرايش داد اين كار را در چشم من ، و مرا به اين كار دعوت كرد . موسى - عليه السّلام - گفت : * ( فَاذْهَبْ ) * ، برو از اين جا ، * ( فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ ) * ، كه تو را در زندگانى تا زنده باشى ، آن باد كه گويى : * ( لا مِساسَ ) * ، يعنى تو را الف مباد با آدميان . با دعاى ( 1 ) موسى - عليه السّلام - الف سامرى از آدميان ببريد تا آبادانى رها كرد و در بيابانها با وحوش و سباع مختلط شد ، و اگر هيچ آدمى را ديدى ( 2 ) از دور آواز مىدادى كه : لا مساس لا مساس ، زنهار پيرامن [ من ] ( 3 ) مگردى و دست به من باز ننهى . بعضى دگر گفتند : موسى - عليه السّلام - بنى اسرايل را نهى كرد از آن كه با او مخالطه كنند ، او را براندند و در ميان خود و آبادانى جاى ندادند و تمكين نكردند . و قول اوّل درستر ( 4 ) است ، و قوله : * ( لا مِساسَ ) * ، اى لا مماسَّة و اين مبنى است بر فتح با « لا » ى نفى جنس ، چنان كه لا رجل فى الدّار و لا بيع و لا خلَّة ، و لا شفاعة . و قتاده گفت : هنوز نسل او كه ماندهاند همچنيناند ، و اگر كسى را بينند از دور آواز مىدهند كه : لا مساس . و در بعضى كتب هست كه : اگر كسى نه از ايشان ، دست به ايشان باز زند ، در حال هر دو را تب گيرد ، و اين لا مساس از او چنان معروف شد تا شعرا در شعر بگفتند ، قال : نحايده كأنّك سامرىّ تصافحه يد فيها جذام و قال آخر :
--> ( 1 ) . آب ، آز ، مش : تا به دعاى . ( 2 ) . آب : آدميى را بديدى . ( 3 ) . آط : ندارد ، به قياس با نسخهء آب ، و اتّفاق نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 4 ) . آب ، آج ، لب ، آز ، مش : درستتر .